

سالها بعد
پیرِ خرفتِ گوشه ی آسایشگاه
برای هزارمین بار نامه هایت را دوره میکند
و فریاد زنان نامت را زمزمه میکند
و برای هزارمین بار با سرنگی آرام بخش به رویای بودن با تو میرود
از من چیزی باقی نمیماند جز رویای دوست داشتن تو...
#مهراد
ما را در سایت راحت شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162